LOVE 88
|
صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. دوستان و همراهان گل من عید را به شما تبریک می گویم از خدا میخواهم که همیشه عاشق بمانید ... .
امید دروغی و آغازی در حد صفر
امید ؟؟؟ واژه جالبیه!!! نه ؟ امید به زندگی , امید به آینده , امید به امید داشتن... اما این واژه گاهی هم به مسخره گرفته میشه ! اميد!!اميد!!اميد!!! واقعا مسخره است پس صداقت کجاست ؟؟؟ پس دوستی کجاست ؟؟؟ پس محبت کجاست ؟؟؟ آیا هنوز عشق وجود دارد ؟؟؟ یا ... همه چی دروغ ... همه چی نفرت ... همه چی دو رویی ... همه چی حرف ... همه چی به اندازه چند تا نقطه ... آره ... اینا خیلی آسونه , واسه اونایی آسونه که امید دارن اما چه امیدی ؟؟؟ امید پول داشتن .. امید بهتر بودن ... و هزاران هزار امید دروغی ... بعضی ها دم از امید و عشق میزنن اما به وقتش میزنن زیر همه چی بهتره آدم یه کم صداقت هم داشته باشه آره صداقت !!! اینم واژه جالبیه شاید بعضی ها یه روز از این واژه هم استفاده کنن امیدوارم باز امیدی باشه که با صداقت به امید داشتن پی برد ........ این شعر تقدیم به کسانی که شاید به واژه امید پی ببرند ........ هنوز باید زیست، باید زیست... باید گام بردارم ام با راستی به فکر باش نه با دروغ
و آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم و آنگاه بانوي پر غرور باران را
01) English : I Love You 02) Persian : To ra doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t'aime 07) Greek : S'ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Japanese : Kimi o ai shiteru 13) Yugoslavian : Ya te volim 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Romanian : Te iu besc 17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak 18) Syrian/lebanese : Bhebbek 19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn 20) Swedish : Jag a"Iskar dig 21)... Africans : Ek het jou li 22) kurdish : xoshtm dave
قبر را که باز می کنند چه تاریک است و سنگ ریزه هایند که مشتاقانه از لبه گور به پایین می ریزند ، قبر را که باز می کنند ، شخصی مجبور است داخل شود ، نه برای آن که ببیند و بیرون بیاید ، نه ، برای آن که برود و دیگر نباشد ... می دانی ! شاید قبر جایی است که ما آدم ها وقتی دیگر خسته می شویم ، خودمان را یا نه حتی دوستانمان را در آن جای می دهیم . قبر را که باز می کنند ، چه صداهایی که بلند نمی شود و چه شیون هایی که شنیده ، قبر را که باز می کنند چه اشک هایی که ریخته نمی شود و چه حرف هایی که زده ، قبر را که باز می کنند چه خاطره هایی که می روند و ... قبر را که باز می کنند اما شاید ، شاید ، شخصی جایی شاد باشد ****** قبر را که باز می کنند...
خدا... دلم به وسعت تنهای زمین تنگ است در این زمانه که محبت اسیر نیرنگ است کسی به لحظه ی پرواز دل نمیبندد که مرگ پر زدن از ترس بارش سنگ است چه حکمتیست خدایا در این سکوت غریب که گریه های من و شب همیشه همرنگ است در این سکوت شکستم بیا صدایم کن از این شب بی انتها بیا رهایم کن ஜ چقدر سخته آدم منتظر اومدن کسی باشه که هیچ وقت فکر اومدن نیست ஜ ღ★ღ از طرف یه عاشق تقدیم به مهرانღ★ღ
صبح یکشنبه است از خواب برمیخیزم ساعت روی میزیام را که خواب مانده بیدار میکنم سلام گویندهی خبر تلویزیونی را از سر بیحوصلهگی بی پاسخ میگذارم ولی دلچسبی رنگ روژ لباش بی تفاوتیام را بیرنگ میکند. دعوت صبحانهی چیده شده روی میز را نمیپذیرم و تا نهار اشتهای شعر نوشتن ندارم. ساقهی گل یاسی که هفتهها با شک و تردید دستانش را بسویم دراز کرده میفشارم و دستان شادابش را روی شانههای دیوار میگذارم. باید به دلجویی آینه بروم که از صبح چون کودکی گمشده سراغم را میگیرد تا لبخندی برروی لبانش بنشانم و بیحوصلگیاش را با بازی طرهای از موهایم بزدایم. دفترچه قرارهایم ملاقاتم را با ماه - در شرقیترین خیابان این شهر - بهیادم میآورد. امشب ماه فارغ از دغدغه محتسب تمام چهرهاش را به من نشان میدهد.
اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم ... من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم و تو هم از غصه دور خودت پیله بستی... حالا دومین باره که عاشقت شدم اما من هنوز یه کرم سیب هستم و تو یه پروانه خوشگل تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیب هایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده ... از هر چی سیبه منتنفرم * * * آهنگ فاصله ها از مهدی ایزد دوست این آهنگ و واسه اونایی گذاشتم که شکست عشقی داشتن حتما گوش کنید...
متن شعر به همراه دکلمه آن با صدای شاملو من فكر مي كنم احساس مي كنم احساس مي كنم من بانگ بر گشيدم از آستان ياس: دانلود دکلمه شعر با صدای شاملو
خـــــدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون شایــــد دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون میــسپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو یه وقت نیای برنجونیش کسل کنی وجودمو خــــدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو کسی نیاد تو زندگیش بشین زیر سایشو بهش بگه دوستش دارم خیلی بد زمونمون خـــدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون............. فـــردا قراره منو تو از هم دیگه جدا بشیم فـــردا فـراره همدم گریه بی صدا بشیم تو کوچه های بی کسی نیستی وپرسه میزنم آی آدما نگاه کنید غریب شهرتون منم یادش بخیر منو تو یه قلب پاک و بی غرور حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره ما باید فــردا رو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جـدا بشیم میمیریم ما باید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فــردا بیاد تنها میمونیم خــــدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی یادم نره بهت بگم عزیزترینمم اونه خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه وقتی که حرسش میگیره میگه از من بدش میاد اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت همین دیونه بازیاش از اول چشمامو گرفت حالا که دیگه مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم ای وای داره فــردا میاد باید دست به دعا بشیم با قلب پاکت از خــــــدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمیخوام فــردا دلت واسم بسوزه ای خـــــدا حتی اگه دوستــــم نداره تو میتونی نذاری تنهام نذاره
ما چو پیمان با کسی بستیم نشکنیم
می اگر زهر است چون خوردیم ساغر نشکنیم بهر ما یاقوت یاوت است گوهر گوهر است ذات ما این است یعنی قدر گوهر نشکنیم از طرف Z@nko
چراغها را خاموش کنید می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛ بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم از من نگیر این لحظه های دلخوشی را نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ... یادت می آید حرفی را که زدی؛ گفتی می روم، گه گداری شاید به خوابت بیایم شاید در خواب، تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم لااقل همین وعده را برایم بگذار ... غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش
درونم از غصه و ماتم مثال روح بی خوا ب است دلم غمگین تنم سنگین سرابی در چشم رنگین خودم شرمگین از این ننگی که در خواب است
خيلي سخته عزيز ترين كست بخواد فراموشش كني... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو تنهايي جشن بگيري... خيلي سخته كه روز تولدت رو همه بهت تبريك بگن جز اون كه به خاطرش زنده اي... خيلي سخته غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني بعد بفهمي دوستت نداره... خيلي سخته همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي اما اون بگه... ديگه نمي خوامت....
امشب نمي دانم
چرا اين چنين گنگ و مبهوتم نمي دانم در اين خلوت چرا بيهوده سر در گريبانم نمي دانم که آيا فرصتي دارم براي زندگي کردن براي عشق ورزيدن مجالي يا فرصتي دارم که بار ديگر تو را در آغوش بفشارم از لبت دزدانه بوسه برگيرم و با چشمان زيبايت که زيبايي هفت آسمان در آن نهفته دوباره راز دل را بازگويم سخنها بازگويم از دل شوريده ام از دل سرگشته و پريشانم نمي دانم نمي دانم نمي دانم
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. ازاستاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد از استاد تاريخ پرسيدند عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ loveگفت:همپاي است از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت: محبت الهيات است از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت: عشق تنها عنصريهست که بدون اکسيژن مي سوزد از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت: عشق تنها عددي هست که هرگز تنها نيست از استاد فيزيک پرسيدند عشق چيست؟ گفت: عشق تنها آدمرباتي هست که قلب را به سوي خود مي کشد. از استاد انشا پرسيدند عشق چيست؟ گفت: عشق تنها موضوعي است که مي توان توصيفش کرد. از استاد قرآن پرسيدند عشق چيست؟ گفت: عشق تنها آيه اي است که در هيچ سوره اي وجود ندارد از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت: عشق تنها توپي هست که هرگز اوت نمي شود. از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت:عشق تنها کلمه اي هست که ماضي و مضارع ندارد. از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت:عشق تنها ميکروبي هست که از راه چشم وارد مي شود. از استاد شيمي پرسيدند عشق چيست؟ گفت:عشق تنها اسيدي هست که درون قلب اثر مي گذارد. به نظر شما عشق چیست؟
گاهي دلم مي خواهد بداني حال من چگونه است
اما بدان من هميشه حال تو را مي دانم . اغلب دلم برايت تنگ مي شود و هر لحظه يک بار تنفست مي کنم! اي تنها دليل رد کردن هر دليل و اي تنها بهانه براي آوردن هر بهانه! ديوانه ي توام با يک جور بي تابي از نوع بي بازگشتنش. مي داني که چه مي گويم. تنها تو مي داني ، ديگران اگر بخواهند هم نمي توانند . محض خاطر دلم از آن جواب هايي برايم بنويس که جادو مي کند؛ دلم تنگ است براي خودت حرف هايت جادويت . . . مراقب لطافت روح مهربانت دردهاي نگفته قلبت درهاي بسته ي خلوتت زمزمه هاي تنهاييت وفايت غصه هاي ارغوانيت و مخصوصا اسم قشنگت باش از طرف ... " کسي که نبودن تو حتي در تخيلش هم نمي گنجد "
بي تو نمي خوام ديگه دنيا به کامم باشه حتي يه لحظه خوب در انتظارم باشه بي تو نمي خوام ديگه تو آسمونا باشم مي خوام تو قعر زمين تنهاي تنها باشم بي تو نمي خوام ديگه دوباره پيدا بشم مجنون و ديونه و شيدا و ليلا بشم بي تو نمي خوام ديگه چون تو بدن بمونم بي تو مي خوام بميرم بي غرور و بي بهونه بي تو اگه تو خواستي تا آخرش مي مونم اما بدون عزيزم توئي تو مهربونم دوستت دارم
به تو عادت کرده بودم اي حضورم از تو تازه اي نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم لحظه در لحظه عذابه تجربه کردن مرگه من که در گريزم از من از سکوت و گريه شب با گل و سنگ و ستاره خلوت خاطره هامو خونه از خاطره خالي برگرفته از وبلاگ سارا
نگران هیچ کس نیستم حتی تو که چمدانت را بسته ای دیگر می دانم خورشید برای همیشه غروب نمی کند و سنجاب ها فقط برای پایین آمدن از درخت بالا می روند... تقدیم به بهار زندگیم ویدا ....
بی گاهان تقدیم به دوست خوبم زانکو
این را نمی خواهم ولی باید فراموشت کنم خود گفـته ای ایـن را به من باید فراموشـت کـنم ......................................................................................................................
خاطره شادی های امروزمان تلخ ترین غمی است که فردا به یاد می آوریم...
گفتي که به احترام دل باران باش باران شدم و به روي گل باريدم گفتي که ببوس روي نيلوفر را از عشق تو گونه هاي او بوسيدم گفتي که ستاره شو دلي روشن کن من همچو گل ستاره ها تابيدم گفتي که براي باغ دل پيچک باش بر ياسمن نگاه تو پيچيدم گفتي که براي لحظه اي دريا باش دريا شدم و تو را به ساحل ديدم گفتي که بيا و لحظه اي مجنون باش مجنون شدم و زدوريت ناليدم
دعا کردم هميشه سالم باشي با دستهاي زخمي با دلي که زلال از حضورت شده بود با چشمهايي که باراني شده بود با احساسي که شکسته شده بود با دروني که از آن خودت بود نوشتم : هست و جز او هيچ نيست و حقيقت همين است که جز تو هيچ همراهي دوستي نيست دوستت دارم...
اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را. به دل هرگز نمی دادم خیال آشنایی را
تمام سعیم رو کردم تا به کسی دل نبندم تا عاشق نشم تا کسی نتونه دلم رو تصاحب کنه تا کسی نتونه خدای دلم بشه تا کسی نباشه که شبها به خاطرش اشک بریزم تا کسی نباشه که هر جا میرم جلوی چشام باشه تمام سعیم رو کردم تا روز آشنایی نباشه و روز جدایی هرگز وجود نداشته باشه و حالا دلم لک زده واسه یه لحظه عاشق شدن واسه همون دردای شیرین دلم کسی رو میخواد تا این محبت خفه شده در قلبم رو به پاش بریزم به کسی احتیاج دارم که اون امنیت قلبی رو به من برگردونه اما همچین کسی وجود نداره
|
درد و دل![]()
صدای آوای باران بود |